فروشگاه

کالیگرافی هیچ تر از هیچ تر از هیچ

تومان215.000

من هیچ تر از هیچ تر از هیچ ترینم
آن هیچ پر از هیچ که گویند همینم

او هیچ و دلم هیچ وخودم هیچ و همه هیچ
چون هیچ که در هیچ بپیچند چنینم

دیدی که کسی هیچ تر از هیچ ترین است؟
آن هیچ تر از هیچ تر از هیچ ترینم

من هیچ تر از هیچ، پیِ هیچ دویدم
من هیچ ترین هیچ، هیچستان زمینم

از هیچ کسی هیچ ندیدم، که ز هیچ نباشد
در هیچ بمانم، که ز هیچی به نگینم

کالیگرافی ای دریغا مرهمی

تومان215.000
سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی

دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی

چشم آسایش که دارد از سپهر تیزرو؟

ساقیا جامی به من ده تا بیاسایم دمی

زیرکی را گفتم: «این احوال بین»، خندید و گفت:

«صعب‌روزی، بوالعجب‌کاری، پریشان‌عالمی»

سوختم در چاه صبر از بهر آن شمع چگل

شاه ترکان فارغ است از حال ما، کو رستمی؟

در طریق عشق‌بازی امن و آسایش بلاست

ریش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمی

اهل کام و ناز را در کوی رندی راه نیست

رهروی باید جهان سوزی نه خامی بی‌غمی

آدمی در عالم خاکی نمی‌آید به دست

عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی

خیز تا خاطر بدان تُرک سمرقندی دهیم

کز نسیمش بوی جوی مولیان آید همی

گریهٔ حافظ چه سنجد پیش استغنای عشق

کاندر این دریا نماید هفت دریا شبنمی