فروشگاه

من چه می‌کردم به عالم گر نمی‌دیدم تو را

تومان265.000

یک جهان بر هم زدم کز جمله بگزیدم تو را

من چه می‌کردم به عالم گر نمی‌دیدم تو را

با همه مشکل‌پسندی‌های طبع نازکم

حیرتی دارم که چون آسان پسندیدم تو را

یک بساط دهر شد زیر و زبر در انتخاب

زین جواهر تا به طبع خویش برچیدم تو را

من ز خود گم می‌شدم چون می‌شنیدم نام تو

خویش را گم کرده‌تر می‌خواستم دیدم تو را

کی قبول من شدی فیّاض در ردّ و قبول

تا به میزان «رهی» صد ره نسنجیدم تو را

جان، بی‌جمالِ جانان میلِ جهان ندارد

تومان265.000

جان، بی‌جمالِ جانان میلِ جهان ندارد

هر کس که این ندارد حقّا که آن ندارد

با هیچ کس نشانی زان دِلْسِتان ندیدم

یا من خبر ندارم یا او نشان ندارد

هر شبنمی در این ره صد بحرِ آتشین است

دردا که این معما شرح و بیان ندارد

سرمنزلِ فراغت نَتْوان ز دست دادن

ای ساروان فروکش کاین ره کران ندارد

چنگِ خمیده‌قامت می‌خوانَدَت به عشرت

بشنو که پندِ پیران هیچت زیان ندارد

ای دل طریقِ رندی از محتسب بیاموز

مست است و در حقِ او کس این گمان ندارد

احوالِ گنجِ قارون کَایّام داد بر باد

در گوشِ دل فروخوان تا زر نهان ندارد

گر خود رقیب شمع است اسرار از او بپوشان

کان شوخِ سربریده بندِ زبان ندارد

کس در جهان ندارد یک بنده همچو حافظ

زیرا که چون تو شاهی کس در جهان ندارد

دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ / ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ

تومان265.000

دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ / ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ

دانی که پس از عمرچه ماند باقی / مهر است و محبت است و باقی همه هیچ

عمری به هر کوی و گذر گشتم که پیدایت کنم / اکنون که پیدا کرده ام، بنشین تماشایت کنم

تومان265.000

عمری به هر کوی و گذر گشتم که پیدایت کنم

اکنون که پیدا کرده ام، بنشین تماشایت کنم

 

الماس اشک شوق را تاجی به گیسویت نهم

گل های باغ شعر را زیب سراپایت کنم

 

بنشین که با من هر نظر، با چشم دل، با چشم سر

هر لحظه خود را مست تر ، از روی زیبایت کنم

 

بنشینم و بنشانمت آن سان که خواهم خوانمت

وین جان بر لب مانده را مهمان لبهایت کنم

 

بوسم تو را با هر نفس ، ای بخت دور از دسترس

وربانگ برداری که بس ! غمگین تماشایت کنم

 

تا کهکشان، تا بی نشان، بازو به بازویت دهم

با همزبانی ، همدلی ، جان را هم آوایت کنم

 

ای عطر و نور توامان یک دم اگر یابم امان

در شعری از رنگین کمان با نوی رویایت کنم

 

بانوی رویاهای من، خورشید دنیاهای من

امید فرداهای من، تا کی تمنایت کنم؟

بسیار خوبان دیده‌ام، اما تو چیز دیگری

تومان265.000

ای چهرهٔ زیبای تو رشکِ بتانِ آزری

هر چند وصفت می‌کنم، در حسن از آن زیباتری

هرگز نیاید در نظر نقشی ز رویت خوبتر

شمسی ندانم یا قمر، حوری ندانم یا پری

آفاق را گردیده‌ام، مهر بتان ورزیده‌ام

بسیار خوبان دیده‌ام، اما تو چیز دیگری